×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true
ویژه های خبری
true
    امروز  شنبه - ۲۹ شهریور - ۱۳۹۹  
true
false
زندگینامه و نمونه ای از اشعار آقای محمد اثمری جوقان - پاکدشت نیوز

آقای محمد اثمری جوقان که بیش از سه سال حضور ایشان را در مشتاق میدیدیم مدتی بود که نمی دانستیم چرا در این کانون ، همدل همدلان نبود تا این که حضور اجباری در کلاس درس دانشگاه را علت این غیبت مطرح کرد ، اما امسال یکی از مشتریان پر و پا قرص کانون شعر مشتاق شده که امیدواریم تداوم حضور ایشان را در این محفل ببینیم. قسمتی از زندگینامه ایشان را از زبان و نوشته خودشان می آوریم.

« اگر تنهای تنهایان شوم باز خدا با من است او جانشین همه نداشتن های من است .

در یکی از روزهای پاییزی در سال ۱۳۴۷ در خانه ای در کوچه پس کوچه های شهرری پسری به دنیا آمد که نام او را محمد نام نهادند. من تحصيلات ابتدایی را در مدرسه که آن زمان داریوش مینامیدند گذراندم و دوره راهنمایی را هم در مدرسه عنصری شهر ری خواندم و تحصیلات دبیرستانی را تا مرحله دیپلم در دبیرستان امام خمینی پاکدشت به پایان رساندم . تحصیلات دانشگاهی من در رشته مدیریت مالی تا مرحله کارشناسی است. در سال ۱۳۷۷ ازدواج کرده ام و دارای یک پسر و یک دختر به نامهای علیرضا و شهرزاد هستم. در حال حاضر به عنوان معاونت مالی و اداری سازمان آتش نشانی پاکدشت مشغول کار هستم. در سال ۱۳۸۳ به انجمن شعر و ادب و پژوهش که در اداره ارشاد بود راه پیدا کردم و در سال ۱۳۸۶ به خانه مشتاق پیوستم و از محضر استاد ارجمندم آقای قنبرعلی کرمانی استفاده کردم.

در اینجا از پدر و مادر عزیزم که هستی ام از آنهاست و از کلیه معلمین و اساتید محترمی که در راه کسب علم به این حقیر کمک کرده اند سپاسگزاری و تشکر دارم.

از همسر مهربانم که بدون شک پیشرفتهای علمی خود را در عرصه علم و زندگی مدیون ایثار و شکیبایی و مشورتهای صادقانه او می دانم از صمیم قلب سپاسگزارم و اشعار خودم را تقدیم به ایشان می کنم. »

سبک شعری آقای اثمری هم شعر کلاسیک است و هم شعر امروزی.

یک نمونه از اشعار آقای محمد اثمری جوقان :

موج

ای موج بیا مست به مهمانی دریا

تا سر رسد آرامش طولانی دریا

تا چند نظر کردن و خاموش نشستن

بر ساحل غم گریه پنهانی دریا

چون اشک از آتشکده دل بفشانم

آشفته کند سینه طوفانی دریا

آشفتگی خشم من و هیبت امواج

افکنده گره بر خط و پیشانی دریا

جز صخره ساحل چه کسی داشت نشانی

از خشم دلم در شب بارانی دریا

گویا خبر آمد ز پیشانی ساحل

ای موج بیا مست به مهمانی دریا

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false