×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true
ویژه های خبری
true
    امروز  شنبه - ۲۹ شهریور - ۱۳۹۹  
true
false
بهداشت روحی و کاهش عارضه افسردگی در فرد

تمرین مدیتیشن یک تمرین سخت و بسیار دشواری است که تنها توسط افراد سخت کوش قابل دسترسی می باشد . در صورتی که بخواهید از تمرینات مدیتیشن جهت دستیابی به آرامش و کم شدن استرس های روزمره در زندگی استفاده کنید و یا توانایی خود را برای تمرکز بالا ببرید و حضور ذهنی بیشتری داشته باشید حتماً باید قبل از شروع اراده و قصد آن را داشته باشید ، بدون داشتن اراده این گونه تمرینات به درستی انجام نمی‌شود . تمرین و یادگیری مدیتیشن مانند هر مهارت دیگر مفید می باشد و علاوه بر کاهش استرس موجب کنترل اضطراب ، بهبود سلامت عاطفی ، خود آگاهی و تمرکز و توجه بیشتر فرد می شود .

نقش تمرین مدیتیشن در زندگی

مدیتیشن راهی برای تغییر تلقي و برخورد شما در زندگی است. تمرین مدیتیشن شما را از درون تغییر می دهد. کم کم شما آرام تر می شوید و راحت تر با مردم ارتباط برقرار می کنید، این راه حل ساده ای نیست اما به هرحال یک راه حل است، مدتی است که من مدیتیشن کار می کنم و دریافته ام که آرام تر شده ام. مشکلات زیاد مرا آزار نمی دهند. بیشتر اوقات آرام هستم و نگران چیزها نیستم. وقتی واقعا عصبانی می شوم، عصبانیتم زیاد طول می کشد. صبورتر شده ام. همچنین نسبت به اینکه ذهنم چگونه کار می کند، آگاهتر شده ام. من در مورد آنچه فکر میکنم، نمونه هایی می بینم و به فرصت ها و موقعیت ها نزدیک می شوم. این باعث می شود که بیشتر از خطاهایم آگاه شوم، آنچه قبلا متوجه آن نبودم. دریافت این خطاها اولین گام در راه انتخاب روش های جبرانی و اصلاحی است. من آموختم که اشتباهاتم را بپذيرم. با قبول آنچه در مورد من اشتباه است، درستکار و بی ریاتر شده ام. به علاوه، قبول خطای دیگران و کارهای نادرستی که گاهی اوقات آنها انجام می دهند برایم ساده تر شده است. برای همین، مردم نیز کمتر به من اسیب می رسانند و من نیز به آنهایی که برایم مهم هستند، نزدیکتر شده ام. به طور آشکار، حالا بسیار شاد ترم. زندگی کامل نیست اما بهتر شده است. دقینا نمی توانم بگویم چه اندازه از تغییرات من به خاطر مدیتیشن است ، اما می توانم با اطمینان بگویم، که مدیتیشن نقش بسیار مهمی در زندگی ام بازی کرده است.

مطالب مفید : ابزارهای مهم جهت تقویت حافظه

تأثیرات تمرین مدیتیشن

دانش کافی در تمرین مدیتیشن

 

ایده اساسی درس مدیتیشن یک تمرین است که به شما می آموزد که چیزها را همان گونه که هستند بپذیرید. کار آن این است که وقتی می اندیشید، چیزها را به خاطر آنچه هستند بپذیرید و مثل هر چیز دیگر، هرچقدر تمرین کنید، نتیجه ی بهتری میگیرید. به تدریج، بیشتر پذیرای مسائل می شوید.

با تمرین مدیتیشن شما در کار انجام می دهید: اولا سعی می کنید به نفسی که در دم و بازدم به بینی شما وارد و یا از آن خارج می شود توجه کنید، بدون آن که آن را کنترل نمائید. اگر ذهنتان بخواهد سرگردان شود و شما شروع به فکر کردن در مورد چیزهای دیگر کنید، می فهمید که حواستان پرت شده است و توجهتان را به نفس کشیدنتان بر می گردانید.

دوما، شما سعی می کنید که بپذیرید چگونه آن را انجام می دهید. اگر آشکارا توجه کنید، بدون اینکه رنجی ببرید، آن را قبول می کنید.  کار آسان به نظر می رسد اما به طور باور نکردنی مشکل است زیرا در شاد با راهی است که تا قبل از این در زندگی در پیش گرفته بودیم. وقتی تصمیم می گیرید کاری را انجام دهید، اگر آن را درست انجام که با خوشحال می شوید و اگر آن را بد انجام دهید، ناراحت خواهید شد با سعی در تمرکز، برخلاف عادت شما خواستار این می شوید که آن را درست انجام دهید. ممکن است برای مدت کوتاهی آنچه را انجام می دهید بپذیرید اما به طور اجتناب ناپذیر چیزی وارد ذهنتان می شود که شما عمل خویش را قبول نمی کنید ممکن است حوصله تان سر برود، خسته شوید و یا احساس راحتی نکنید یا احساسی متفاوت با احساس همیشگی به شما دست دهد. مجبورید که این چیزها را قبول کنید. البته در ابتدا کمی سخت است. این مانند کار کردن است. شما تمرین وزنه بلند کردن می کنید و به تدریج در این زمینه بهتر می شوید، در مدیتیشن پذیرفتن مسائل به همان شکلی که هستند را تمرین می کنید و به تدریج در آن راه می افتید. اگر به طور مرتب مدیتیشن کار کنید، به پیشرفت آن اعتراف خواهید نمود. مدیتیشن به زندگیتان نیز نفوذ نموده و به طور کلی چیزها را قبول خواهید کرد. هرچقدر بیشتر مدیتیشن کار کنید، به پذیرش بیشتری می رسید.

بیشتر بخوانید : مهمترین دلایل عدم تمرکز

دانش کافی در تمرین مدیتیشن

تأثیرات تمرین مدیتیشن

شش قسمت برای ذهن هوشیار با ضمیر آگاه وجود دارد. یکی به عنوان بانک حافظه، دومی برای تنظیم کارهای غیرارادی سومی به عنوان جایگاه عواطف، چهارمی جایگاه خیال، پنجمی به عنوان کنترل کننده ی عادات و ششمی به عنوان جایگاهی که مولد انرژی لازم جهت رشد و پویایی است.

همان طور که اشاره شد خیالات و تصورات، زبان ذهن و ضمیر نا خود آگاه هستند و این طور به نظر می رسد که تصورات بر نیروی خواستن پیروز می شوند. مثلا کسی که می داند پرواز با هواپیما مطمئن و ایمن است به دلیل تصورات ذهنی خویش ممکن است هنوز احساس اطمینان نکند، یا کسی که از تاریکی می ترسد، می تواند در حال واکنش به چیزی خیالی در ذهنش باشد.

شش اصل به عنوان قوانین ذهن دسته بندی می شوند. آنها عبارتند از:

• هر فکر یا ایده ای باعث رشد یک واکنش فیزیکی می شود. ذهن می تواند کاری کند که شما احساس سلامتی و یا کسالت داشته باشید. ایده هایی که محتوای عاطفی قوی دارند، تقریبا همیشه به ضمیر ناخودآگاه می رسند زیرا آن جا ذهن “احساسات” است. به منظور حذف ایده ای که باعث واکنش بدنی منفی شده است، ما باید به امیدواری و توقع انجام چیزی موجب وقوع آن می شود. اسکپنهار گفته است: « ما خیلی کم در مورد آنچه داریم، فکر می کنیم اما همیشه به چیزهایی که نداریم می اندیشیم . مغز و سیستم شبی تنها به تصورات و نقش های ذهنی پاسخ می دهند، که با القای درونی و یا مظهری از دنیای خارج هستند. تصاویر ذهنی شکل گرفته به یک سری عواطف تبدیل می شوند و ضمیر ناخودآگاه از آنها با هر وسیله ای که در اختیارش است استفاده می کند تا نقشه را اجرا نماید. به همین دلیل است که همیشه باید حالت ذهنی مثبتی داشته باشیم، زیرا تمایل داریم همان گونه که فکر می کنیم، بشویم.

بیشتر بدانید : بهترین روش غلبه بر رفتارهای منفی و ترک عادات بد

• در مواجهه با مغز، تصور بسیار نیرومندتر از آگاهی است. در تمرین مدیتیشن کنترل شده، هر ایده ای که با یک حس عاطفی قوی مانند عصبانیت، نفرت، عشق یا اعتقادات دینی همراه شود نمی تواند از طریق استفاده از دلیل اصلاح و تعدیل شود. ما نقش ها و تصاویر را در ذهن و ضمیر نا خود آگاه شکل می دهیم و می توانیم آنها را حذف نمائیم ، تغییر دهیم یا عقاید کهنه را اصلاح کنیم. همان طور که قبلا در بیان شد به این، قانون تنازع نیز می گویند .

• عقاید متضاد نمی توانند به طور همزمان در ذهن یک نفر وجود داشته باشند. بسیاری از مردم سعی می کنند که به طور همزمان به ایده های متضاد فکر کنند. ممکن است فردی به صداقت ایمان داشته باشد و از فرزندانش نیز بخواهد که آنان هم صادق باشند، در حالی که ممکن است همواره درگیر معاملات تجاری غیر صادقانه باشد. ممکن است سعی کند به طریقی این موضوع را توجیه نماید، اما او نمی تواند از دست تنازعی که خلق می شود یا از تأثیر متضادی که این موضوع بر سیستم عصبی اش دارد ، فرار کند .

نقش تمرین مدیتیشن در زندگی

• به محض اینکه ایده ای توسط ضمیر ناخودآگاه پذیرفته شد، تا هنگامی که با عقاید دیگری جایگزین نشود همان طور باقی خواهد ماند. هر چه مدت بیشتری معتقد به یک فکر باشیم، به همان اندازه آن فکر به یک عادت ذهنی ثابت تبدیل می شود. به همین طریق عادات عملی خوب و بد شکل می گیرند.

• اگر به یک حس عاطفی به مدت کافی اصرار شود، منجر به ایجاد تغییری ذاتی می شود. ذهن و بدن نمی توانند از هم جدا شوند. هر دو اینها در یک انسان جمعند. بنابراین اگر به ترس از بیمار شدن ادامه دهیم و به طور مستمر در رابطه با آن صحبت کنیم، تغییرات ارگانیسمی و ساختاری محدود به این می شوند که در طول زمان این موضوع اتفاق بیافتد.

• هر عقیده طوری عمل میکند که کمترین تضاد را با یک نظریه موفق داشته باشد. پیروزی های کوچک منجر به پیروزی های بزرگ می شوند. اشتباهات کوچک به اشتباهات بزرگ می انجامند. یک شیء در حرکت به حرکت خود ادامه می دهد. خواه یک ماشین باشد، خواه یک حس عاطفی، عادت یا اعتقاد. به این موضوع قضیه نظریه های مرکب، اطلاق می گردد.

• در مواجه با ضمیر ناخودآگاه و کارکردهای آن هر چقدر تلاش هوشیارانه و آگاهانه بیشتر باشد به همان اندازه پاسخ نیمه هوشیارانه کمتر است. اگر از حالت بی خوابی دائمی رنج می برید، در می یابید که هرچه بیشتر سعی کنید به خواب بروید ، بیدار و فعال تر می مانید . راهی که برای ضمیر نا خود آگاه ذهن باید در پیش بگیرید این است که آن را به حال خود رها سازید .

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false