×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true
ویژه های خبری
true
    امروز  پنج شنبه - ۲۳ آبان - ۱۳۹۸  
true
false
زندگینامه و اشعار سرکار خانم بهناز پور جواهری

خانم بهناز پور جواهری در سال ۱۳۵۹ در تهران متولد شد و از سال ۱۳۸۵ در پاکدشت ساکن شده ، ایشان کارشناسی علوم تربیتی خود را در سال ۱۳۸۷ از دانشگاه پیام نور واحد اراک دریافت نمود و هم اکنون علاوه بر تدریس در دوره های پیش دبستانی در کانون فرهنگی شهرستان شریف آباد به آموزش زبان انگلیسی به سنین مختلف دانش آموزان مشغول است.

نامبرده به زبان انگلیسی و اسپرانتو تسلط کامل دارد و به راحتی از عهده تدریس و مکالمه این ۲ زبان بر می آید.

از خصوصیات بارز خانم پور جواهری این است که اکثر اشعار خود را از حفظ می خواند و حتی اشعاری را که در حد یک قصیده طویل هم سروده است می تواند بدون نیاز به متن سروده شده به راحتی بخواند اشعار خانم پورجواهری اگر کلاسیک هم بیان شده باشد بیشتر روان و ترانه گو است . ایشان علاوه بر اینگونه اشعار شعر امروز نیز می سراید.

خانم پورجواهری علاوه بر هنر شعر در داستان نویسی هم تبحر دارد رمان نسبتاً طولانی را نوشته است که پس از بازبینی در خانه مشتاق آماده چاپ شده است که امیدوارم به زودی شاهد انتشار آن باشیم.

قسمتی از زندگینامه خانم بهناز پور جواهری از زبان خودشان

« من از سال ۱۳۷۰ فعالیتهای خود را به صورت غیر حرفه ای و برای دل خود به صورت شعر ها و متن های ادبی کوتاه شروع کردم، البته چندتای آنها در آن زمان در روزنامه آفتابگردان که روزنامه مخصوص کودکان بود چاپ می شد و در اوایل سال ۱۳۸۰ با آمدن به پاکدشت با انجمن ادبی بامداد آشنا شدم و با کمکها و راهنمایی های استاد گرامی آقای حمید عزیز آبادی فعالیتم را به طور جدی تری دنبال کردم تا این که در پاییز ۱۳۸۷ در همایش ماهانه اعضا پایدار در مجتمع فرهنگی امام خمینی با استاد کرمانی آشنا شدم و از آن پس شنبه های هر هفته در کلاسهای استاد گرامیم شرکت کردم و ایشان با ذوق و شوق من و بچه های تازه وارد دیگر به این خانه پذیرا شدند و برای ایشان و خانواده محترمشان از صمیم قلب موفقیت و طول عمر با عزت خواهانم».

نمونه ای از اشعار خانم پور جواهری را در اینجا می آوریم:

 

«قشنگ ترین ترانه»

هر بار که عاشق می شوم روی بخار شیشه

می نویسم دیگه با تو ، تا آخر تا همیشه

****

اما گرمای خونه ، شعرمو پاک میکنه

جوونه عشقمو پاک میکنه از ریشه

****

دوباره تنها می شم ، دلم ترانه می خواد

قشنگ ترین ترانه ، بارون پشت شیشه

****

حافظو بر می دارم ، یه فالی در می آرم

آصف روزگارم ، می گه یا نه یا می شه

****

اشکام روی گونه ها ، می ریزه با لطافت

درست مثال شبنم که می ریزه رو بیشه

****

می گم اگه یه روزی ، دوباره عاشق بشم

باید باشم با عشقم ، تا آخر تا همیشه

****

به باد ولگرد می گم ، رد بشه از اتاقم

بریزه هرچی که هست ، بشکنه هر چی شیشه

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false