×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true
ویژه های خبری
true
    امروز  پنج شنبه - ۲۳ آبان - ۱۳۹۸  
true
false
زندگینامه شاعر علی حبیبی - پایگاه جامع پاکدشت نیوز

آقای علی حبیبی جوان محبوب و مهربانی است که از اعضاء پر و پا قرص خانه مشتاق می باشد. سادگی کلام و صداقت رفتارشان زبانزد همه مشتاقان است. ایشان در سال ۱۳۶۵ در شهر پاکدشت متولد شده است . تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر به پایان رسانده و در رشته علوم اجتماعی در دانشگاه پیام نور پاکدشت به تحصیل اشتغال دارد و در ترم هشتم این دانشگاه در می خواند. قسمتی از نوشته ایشان که مربوط به زندگینامه خودشان است به این شرح می باشد «که چندی بیش نیست که به شعر علاقمند شده ام و اگر می سرایم به خاطر این است که تنها نباشم و لااقل با خود نجوا کنم وگرنه من اینجا مرده ای آزاده ام که به نوشته هایم رنگ بی عطری است و به قول معروف حاضرم همه اینها را اگر خریداری داشته باشد با لبخندی صادقانه بفروشم.

بیشتر بخوانید: زندگینامه و گزیده ای از اشعار على محمد محبوبی

یکسال است که به خانه مشتاق می آیم و اگر جسارت نباشد خود را شاگر ، شاگردان استاد کلام می دانم.

آمدم مشتاق و مشتاقم هنوز

آن ز خود بیخود شدن باشد رموز

اول آنجا معرفت دوم به شعر

ای خدا پس کی رسید این شنبه روز»

آقای حبیبی بیشتر به سرودن غزل و مثنوی علاقمند است برخی از مثنوی ها و غزلهای ایشان جنبه انتقادی قالب طنز به خود می گیرد که اگر روی آنها دقت بیشتر و اصلاحاتی صورت گیرد در حد خود بسیار جالب توجه خواهد بود و خیلی خوب به دل می نشیند. علاوه بر شعر گاهی قطعه ها و دل نوشته های ادبی هم می گوید که متنی دلسوز دارد.

بیشتر بخوانید: زندگینامه و گزیده ای از اشعار بهناز پور جواهری

ایشان در خانه مشتاق به خوبی به سروده ها گوش می دهد و پاسخ های به جا و به موقع می دهد که قابل توجه می باشد.

نمونه ای از سروده های آقای علی حبیبی :

 

«راز دل»

این دلم با من ولی از تن جدا

من دلم مانند نی دارد نوا

***

پر شرر با سوز دل گوید به تن

نی کجا دارد نیستان را ، رها

***

قطره از دریا چرا دارد سفر

آن جدایی قطره کی داند فنا

***

روح و تن را بینمش با هم نزاع

تن بگوید ترک دنیا را چرا؟

***

تن ز مستی شوق آن دیوانگی

دل ز مستی در عبادت با خدا

***

می خورم مستی کنم ، آوارگی

آن ز خود بیخود شدن بر من روا

***

تن غمش را می علاجی تا کجا

« تا به کی تقدیر باشد رهنما »

***

می بریزم خود ستیزم تا به کی

می به پایان آمد و دل غم سرا

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false