×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true
ویژه های خبری
true
    امروز  شنبه - ۱۷ خرداد - ۱۳۹۹  
true
false
طلاق در اسلام

در فارسی طلاق معنی بیزاری ، آزادی و جدا شدن کامل است اما در لغت عرب ، واژه تطلیق بیشتر برای گسست پیوند زناشویی استفاده می شود . در حالت کلی طلاق در اسلام به معنای زایل کردن قید ازدواج با لفظ مخصوص انت طالق و شبیه آن است .

در میان اصطلاحات حقوق طلاق عبارت است از انحلال نکاح دائم توسط مرد یا نماینده قانونی او که باعث جدا شدن زن و مرد با حکم دادگاه می گردد که با شرایط و تشریفات خاصی صورت می گیرد .

طلاق در اسلام امری مبغوض الهی

در تمام روایات از پیامبر و اهل بیت ایشان طلاق در اسلام امری بسیار مذموم و ناپسند دانسته شده است . قرآن کریم می فرماید : (( اگر بیم آن داشته باشید که میان زن و مرد جدایی افتد داوری از خاندان زن و داوری از خاندان مرد بر انگیزید اگر داوران نیت است اصلاح داشته باشند ، خداوند میان زوجین تعاون ایجاد می کند زیرا که خداوند دانا و مطلع است )) .

جهت مطالعه مطالب دیگر روانشناسی در سایت پاکدشت نیوز بر روی لینک کلیک کنید .

مواردی که مبغوضیت طلاق در اسلام را افزایش می دهد :

در کل طلاق در اسلام و در نزد خداوند امری بسیار منفور و ناپسند است اما عواملی وجود دارد که میزان مغبوضیت طلاق را بیشتر خواهد کرد . برخی از آنها عبارتند از :

• طلاق دادن زنی که گناهی را مرتکب نشده است

• طلاق زن یا مرد برای برگزیدن همسر جدید از روی هوا و هوس

• طلاق به منظور ازدواج با فردی زیباتر

• طلاق با زنی که با فقر و مشکلات مردم ساخته و شکایتی نداشته است

• طلاق زمانی که فرزندی وجود دارد و بعد از طلاق بی سرپرست می شود

• طلاق زنی که دچار بیماری است و ممکن است حال او  خراب تر شود

عواملی که مغبوضیت طلاق در اسلام کاهش می‌دهد :

مطمئناً عواملی نیز وجود دارد که در آن می توان امر طلاق را آسان تر گرفت ، مثلاً طلاق هایی که بر اثر بروز موارد زیر در یکی از افراد زن و مرد باشد :

• وجود بیماری های جسمی سرایت کننده

• وجود بیماری های روحی روانی

• کمبود جنسی

• بد ذهنی

• بد اخلاقی

• بی توجهی به افت و پاکدامنی

• معاشرت های نادرست

• اعتیاد

• بی توجهی به زمینه های عقیدتی و مذهبی

بدون شک قبل از ازدواج باید تمامی موارد بالا به دقت مورد بررسی قرار بگیرند تا بعد از ازدواج به طلاق و جدایی کشیده نشود .

شرایط طلاق در اسلام

شرایط طلاق در اسلام

شرایط طلاق دهنده در اسلام : طلاق دهنده باید بالغ عاقل قاصد مختار باشد .

شرایط مطلقه : در مدت عادت ماهیانه یا در مدت نفاس طلاق زن صحیح نیست . مگر این که زن حامله باشد یا طلاق در غیاب شوهر باشد به گونه ای که نتوان اطلاع از عادت ماهیانه زن به دست آورد .

شرایط شهود : طلاق باید در حضور دو فرد عاقل و بالغ صورت گیرد که صیغه طلاق را بشنوند .

انواع و اقسام طلاق در اسلام

طلاق به طور کلی به دو نوع تقسیم می شود :

۱-طلاق رجعی : که در آن مرد بدون هیچ مانعی بعد از طلاق می تواند بدون عقد به زن خود رجوع کند خواه زن در عده باشد یا نباشد .

۲-طلاق بائن : طلاقی است که مرد حق بازگشت بعد از طلاق را ندارد ، مگر اینکه بین آن دو از عقد مجدد خوانده شود .

طلاق بائن خود به ۶ مدل تقسیم می شود :

طلاق قبل از آمیزش

طلاق

طلاق خانمی که یائسه شده است

این سه تا طلاق دوره عده ندارند .

طلاق خلع : طلاقی است که انگیزه آن بیزاری زن از شوهر است و برای آن زن اموال و مهریه خود را به مرد می بخشد . شرط است که طلاق ناشی از کراهت زن از مرد خود باشد به طوری که از رفتار و کردار زن ترس خروج به معصیت و گناه را برود . بنابراین بدون کراهت زن از مرد خلع صحیح نیست ولی اگر شرایط طلاق را رعایت شود طلاق صحیح است .

طلاق مبارات : طلاقی است که کراهت از هر دو طرف باشد . در این طلاق نیز زن مهریه خود را به مرد می بخشد ، برخلاف طلاق خلع که بستگی به رضایت دو طرف دارد در این مورد چنانچه زن آنچه را که بخشیده است بازگرداند مرد حق بازگشت دارد . بنابراین در این طلاق فقط زن باید از مهریه خود و یا بخشی از آن بگذرد و دریافت بیش از مقدار مهریه برای مرد جایز نیست .

و : طلاق سوم که در بین طلاق دو نوبت شوهر بازگشت کرده باشد ، یعنی میان طلاق اول و طلاق دوم و سوم ولو عقد جدید پس از انقضاء عده . چنین زنی چنانچه با دیگری ازدواج کند و پس از آمیزش با مرگ شوهر دوم یا طلاق از وی جدا شود به شوهر اول حلال می شود و می تواند پس از پایان دوره عده شوهر دوم به عقد خود درآورد .

طلاق در اسلام امری مبغوض الهی

تدابیر مهم جهت جلوگیری از طلاق در اسلام

الف – تعیین حدود شرعی و محدودیت های اجتماعی

ترکیب دین اسلام در حفظ پوشش مناسب برای زن و مرد و برخورد مناسب در موانع رویارویی با نامحرم و پرهیز از دوستی و روابط میان زن و مرد نامحرم و پرهیز از دوستی و رابطه میان زنان و مردان نامحرم در راستای پیشگیری از این خطر اجتماعی معنادار می‌شود و برخلاف تصور خیلی از افراد هدف ایجاد محرومیت یا محدودیت نیست بلکه ایجاد مصونیت و امنیت است . اصلاح یا قوانینی به ساماندهی روابط اجتماعی افراد می پردازد و در نتیجه عمل به آن حکم ، جایگزین آرامش به جای تلاطم و بهره برداری جامعه از حداکثر توان و استعداد زن و مرد است .

ب – ایجاد انگیزه روانی

این واقعیت را هر کس در جامعه ی اسلام می تواند درک کند که سابقه طلاق در زندگی یک فرد می تواند یک نقطه منفی و یک نقطه ضعف محسوب می شود . ایجاد چنین نگرشی در جامعه از عوامل بازدارنده از طلاق می باشند اما به هر حال در مواقعی که اختلاف میان زن و مرد به حد انفجار خانواده رسیده باشد ادامه ی به اجبار چنین وضعی نه تنها به بهبود اوضاع کمک نمیکند بلکه ممکن است باعث به وجود آمدن مشکلات و مصائب بزرگی شود و سلامتی اعضای خانواده را به خطر بیاندازد .

ج- ایجاد موانع

ایجاد موانع و تعویق طلاق در اسلام یکی از عوامل جهت جلوگیری از امر طلاق در خانواده است . از جمله این موانع عبارتند از :

وضع قانون حکمیت : طبق این قانون زن و شوهر به خصوص اگر جوان و بی تجربه باشند و تحت تاثیر عوامل کم اهمیت تصمیم به طلاق گرفته باشند و راه حل مشکل را نمی دانند . بنابراین احضار و مشخص کردن یک خاکم از طرف مرد و یه حاکم از طرف زن جهت رسیدگی به اوضاع و سر و سامان دادن به اوضاع زندگی مشخص می‌شود که تا حدی از امر طلاق جلوگیری می کند .

عده که زمانی برای زن مطلقه است خود زمان کافی برای تامل درباره شرایط سخت بعد از طلاق است . البته حکم عده اختصاصی به اسلام ندارد و بسیاری از کشورها در حقوق مدنی خود قانون نگهداری عده توسط زن را دارا می باشد ولی شیوه و قوانین عده در اسلام مختص به این دین است و این است که زن در دوران عده در خانه همسر به سر می برد و مردم مانند گذشته مسئول پرداخت نفقه وی مخارج است و به جز موارد مربوط به زناشویی که دیگر زن وظیفه ای ندارد دیگر اوضاع مانند دوران قبل از طلاق می باشد.

چرا حکم طلاق در اسلام در دست مرد است ؟

این سؤال بسیار پرسیده می‌شود که چرا و به چه دلیل اجازه طلاق در اسلام فقط به مرد داده می شود ؟ این سؤال را می توان از جهات گوناگون پاسخ داد . فرض کنیم به مرد اجازه و اختیار داده شده است که با دلیل منطقی یا غیر منطقی همسر خود را طلاق دهد اولاً که قضاوت در رابطه با ضعف یا قدرت قانون باید در مرحله اجرا باشد نه فرضیات . دوماً اگر به زمان تشریح این حکم رجوع کنیم خواهیم دید که دادن چنین اختیاری به مرد همراه با سوء استفاده از این حق من نبوده و در زمان پیامبر اسلام نیز به سندی بر نمی خوریم که مردان از این حق عظیم و وسیع خود در صدد ایجاد مشکل استفاده کرده باشند دلیل آن هم این بوده که به دلیل تأثیر معنوی پیامبر در بین مردم و برخورداری مردان و شوهران از تعهد سوء استفاده ای از این قانون صورت نگرفته است . اگر حکم طلاق در اسلام به مردان واگذار گردیده تا از آن بتوانند جهت حفظ خانواده خود استفاده کنند در قبال آن وظیفه پرداخت مهریه و نفقه به طور کامل نیز بر گردن آنها قرار داد شده است و آن به رسمیت شمرده می شود .

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false