×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true
ویژه های خبری
true
    امروز  چهارشنبه - ۹ مهر - ۱۳۹۹  
true
false
عارضه افسردگی و بیماری های مزمن -تصویر شاخص

عارضه افسردگی از بازتابهای طبیعی بیماری مزمن بوده و این عارضه می تواند به سادگی خود بیمار، مراقب و پرستارش را درگیر کرده و از آنجایی که از ویژگی بارز احساسات، خاصیت سرایت کنندگی آن است بدین علت درگیری هر کدام از طرفین رابطه، بسادگی طرف دیگر را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. گذشته از این، اساسا خود دپرسبون (افسردگی) سبب تشدید و تداوم ناتوانی و بیماری مزمن می شود. بنابراین جهت گذشتن هر چه آسانتر از این موقعیت لازم است که افسردگی بالینی مراقب و یا خود بیمار علاج شود. از طرف دیگر افسردگی با عوارض و نشانه هایی همراه است که از جمله این نشانه های گویا می توان به پر خوابی و کم خوابی،خوابگردی، بی میلی و بی تحرکی طبیعی، افزایش و یا کاهش وزن، فقدان توجه و متمرکز عادی، نارسایی ها و اختلالات جنسی و تفکرات مرگ محور اشاره کرد.

مطالب مفید :  افسردگی و خودکشی

بیماری های مرتبط با عارضه افسردگی

بیماری های مزمن و دیرپایی چون آلزایمر ، سکته قلبی، مرض قند و سرطان بیشتر از سایر موارد فرد را در تیر رس عارضه افسردگی قرار داده و در بسیاری از موارد از بازتاب های اصلی سکته قلبی افسردگی است. و افسردگی درمان نشده خطر مرگ یک بیماری قلبی را افزایش می دهد. گذشته از این افسردگی در اشخاص سالمند نیز بروز می کند که در برخی از موارد این عارضه بدرستی تشخیص داده نمی شود چون اشتراكات و نشانه های این عارضه تشابهاتی نیز با نارسایی زوال عقل دارد که از جمله این ویژگی های رفتاری، می توان به گمگشتگی زمانی و مکانی سالمندان، بی تفاوتی و بی حساسیتی نرمال و مشکلات حافظه محور اشاره کرد. بله، به علت تشابهات این دو عارضه به میزان ۱۲ درصد، این بیماری در اشخاص سالمند به صورت نامشخص باقی می ماند .

و دست آخر اینکه، به باور صاحب نظران ۲۰٪ سالمندان این کشور (آمریکا) از افسردگی ماژور (شدید) رنج می برند که این میزان ۴ برابر افسردگی های شایع در بین سایر مقاطع سنی است به علاوه میزان خودکشی در سالمندان محسوسا بیشتر از دیگران است با این وجود، افسردگی نمی تواند به طور ذاتی همراه با سالخودگی باشد مشروط بر آنکه فرد آگاهانه و خویشتن پایانه وارد این مقطع سنی شده و به درستی نیز این مقطع سنی را پشت سر بگذارد. برای مثال براساس یافته های پژوهشی دانشگاه پوردواگر سالمندان به نکات زیر توجه داشته باشند نه تنها به میزان قابل توجهی از افسردگی های به اصطلاح پیر سالی رهایی می یابند بلکه در عین حال از پویایی و سرزندگی محسوسی نیز برخوردار خواهند شد .

بیماری های مرتبط با عارضه افسردگی

الف: هر چقدر پویایی ها و تحرکات اجتماعی و ارتباطی فرد بیشتر باشد به همان نسبت نیز آرامش روحی فرد بیشتر تأمین می شود .

ب: به هر میزانی که بر قدرت سازگاری و تحول پذیری شخص افزوده می شود به همان اندازه نیز پویایی روحی فرد افزایش می یابد.

پ: نشاط جسمی و روحی فرد سالدار رابطه آشکاری با چگونگی نگرش او به مسایل مختلف دارد.

ن: همنشینی و هم کناری محسوس با اطرافیان و کثرت تعامل با نزدیکان و دوستانه

بیشتر بخوانید : جلوگیری از افسردگی در کودکان

بهداشت روحی و کاهش عارضه افسردگی

نکته مهمی که همواره باید آویزه گوش فرد باشد این است که هر چقدر مؤلفه ها و لوازم بهداشت روحی فرد بیشتر باشد به همان اندازه نیز این مهم در فرد بهتر و بیشتر نمود داشته و هر چقدر این مهم نمایان تر باشد به همان اندازه نیز خود پذیری ، برخورداری و خود شکوفایی فرد بیشتر و از عارضه افسردگی مصون می شود . پس تا سر حد امکان فرد باید در راستای ریشه دار سازی این لوازم گام بردارد. به هر صورت یکی از لوازم این مهم مربوط به موقعیتی می شود که فرد با یک بیمار لاعلاج درگیر است که ضمن آنکه شدیدا به وی عشق می ورزد در عین حال عمر این عزیز نیز در این دنیای فانی به شمارش افتاده است. بدین معنی که بیمار لاعلاج و مردنی بیش از چند ماه و یا چند روز دیگر در این دنیای فانی دوام ندارد. پرسش این است که برخورد فرد با این بیمار رفتنی در این چند روزه باقیمانده از عمرش چگونه باید باشد؟ واقعیت این است که این مسئله برای فرد رفتنی، به اندازه ذهن مشغولی پایدار بازماندگان این واقعه نمی تواند پر بازتاب و ماندگار باشد چون اگر چه درد و آلام فرد در آستانه مرگ گریز ناپذیر بوده و تنهایی و رهاشدگی نیز بر ابعاد این دردها و آلام می افزاید ولیکن آنچه که در این رابطه از اهمیت بیشتری برخوردار است چگونگی کنار آمدن فرد مسئول با این موقعیت خطیر است .

بهداشت روحی و کاهش عارضه افسردگی

زیرا دیر یا زود فرد رفتنی، راهی دیار باقی شده و نزدیکان و اقوامش را به حال خودشان را می گذارد. پس آنچه که مهم است عملکرد فرد مسئول (فرزند صالح) است. چون بهداشت روحی فرد رابطه تام و تمامی با چگونگی عملکرد فرد در این رابطه دارد بدین معنی که اگر فرد وظایفش را به درستی در برابر عزیز در حال موتش انجام دهد، بدین واسطه احساس آرامش بیشتری کرده و اگر خدای ناکرده در این رابطه دستخوش سهل انگاری و کوتاهی شود در آن صورت، عذاب روحی و خود شماتت گری فرد پایان ناپذیر خواهد بود زیرا فرد در هیچ حالتی نمی تواند گذشته مشترک و میراث خانوادگیش را نادیده بگیرد

بنابراین در موقعیت هایی از این دست بهترین راهکار این است که فرد در این روزها و دقایق پایانی تا سر حد امکان با عزیز در آستانه مرگش هم کناری و همنشینی را تجربه کند چون این برخورد و رفتار بیش از آنکه به حال فرد در شرف مرگ سودمند باشد به حال خود فرد مفید است اگر چه این اشخاص بیماران الاعلاج بیش از هر کسی در این شرایط دردناک نیاز به تنهایی گریزی دارند وليكن همان طور که گفته شد تأثرات روحی فرد باز مانده به مراتب بیشتر از تأثرات و آلام روحی گذرای فرد در حال موت است چون فرد نمی تواند بسادگی از تجارب خانوادگیش دست بشوید .

به هر صورت، بهداشت روحی طلب می کند که فرد در موقعیت هایی از این دست به قیمت هر چیز و هر کاری، اولویت و اصالت را به هم نشینی و همکاری با فرد در آستانه مرگ بدهد تا بدین وسیله ضمن تحمل پذیر ساختن این شرایط برای بیمار لاعلاج در عین حال، آرامش روحی خود را نیز برای همیشه پایدار و ماندگار سازد.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false