×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true
ویژه های خبری
true
    امروز  دوشنبه - ۲۳ تیر - ۱۳۹۹  
true
false
مفهوم دلبستگی - تصویر یک

بخش عمده وجود ما که بی شکل است اندیشه ، معنویت و هشیاری عالی و متعالی نام دارد . از طرفی جسم مقر و کانون وابستگی های ماست . دلبستگی مبحثی گسترده است و شادی و شعف و شور و نشاط و غم و رنج ما از آن تأثیر می پذیرد .  این واژه به مفهوم چسبیدن به اشیاء و اموال است و زندگی انسان را بر حسب اموال و زاد ارزیابی می کند . از این رو کلمه ای که ما مفاهیم زیادی به آن نسبت می دهیم و از نظر عاطفی به طور عمیق به آن وابسته ایم و  به جهان مادی تعلق دارد . ما به طور طبیعی حس می کنیم که باید از دل بستن بهره مند باشیم . در غیر این صورت بخشی از خصوصیات انسانی خود را از دست می دهیم . غافل از این که از همان لحظه که به چیزی وابسته شویم ترس از دست دادن آن نیز از همان دم آغاز می شود .

بیشتر بخوانید :  افسردگی و خودکشی

دلبستگی های مادی

جوهره وجود ما در قلمروی اندیشه ساکن است و در این مکان دلبستگی هرگز مفهومی ندارد . در عالم رؤیا و با توسل به نیروی اندیشه می توانیم به اشیاء و افراد برون از خود دلبسته باشیم اما به مجرد این که از خواب بیدار می شویم ، در می یابیم اشياء و افرادی که به آنان سخت وابسته بودیم یک پندار باطل بود و فقط در آفرینش خواب و خیال ما نقشی به عهده داشت . با این منطق به محض این که با خرد و فرزانگی برتر خویش متصل شویم و به مفهوم پوچ و میان تهی این واژه به اشیاء و اموال پی ببریم و از خواب غفلت بیدار می شویم . آدمی پس از مرگ و رسیدن به سطوح عالی هوشیاری به اشیاء و اموالی که در جهان مادی سخت به آن وابسته بود می نگرد و پوچی و بی ارزش بودن آنها را به وضوح مشاهده می کند .

بنابراین به حكم منطق نباید از نظر عاطفی به اشیاء و افراد برون از خود دلبسته باشیم. هر نوع دل بستگی مانعی برای زیستن در سطوح عالی هشیاری به شمار می رود و مسؤول کاهش موفقیت و شادمانی ماست. انسان از این توانایی بهره مند است که ضمن عدم دل بستگی به همه اشیاء و افراد، خود را جزیی از کل انسانیت به حساب آورد و این مطلب از جمله بزرگترین تناقص های سفر معنوی ما محسوب می شود . گرچه من در این بخش از زندگیم خود را با تمام انسان های دیگر متصل و یگانه می یابم. در عین حال می دانم که در مقام و مرتبه انسانی خود ناگزیر نیستم به کسی وابسته باشم. به علاوه برای این که کل را حس کنم، ضرورت ندارد که تملک گرا باشم و چیزی بیندوزم. پس آنچه را که در اختیار دارم ارج می نهم و تجلیل می کنم .

مفهوم دلبستگی - تصویر سوم

عدم دلبستگی های مادی

بنابراین ، عدم تعلق خاطر من به اشیاء و افراد برای برخورداری از ادراک کل و کامل بودن به من مجال می دهد که به جای ستیز با دیگران و یا تقاضای چیزی از آنان ، از اینجا و اکنون کام بجویم و با آنچه هست در جریان باشم . عدم وابستگی، یعنی این که ناگزیر نیستیم دست نیاز به سوی اشیاء و افراد دراز کنیم . شیوه ای از تفکر و بودن است که در پرتوی آن می توان با فراغ بال و آسایش خیال، در جریان زندگی شناور بود. در عین حال این بدان معنا نیست که از تملک و داشتن چیزی محروم شویم .

عدم وابستگی که در قلمروی اندیشه شکل می گیرد ، فرآیند پالایش روح از آلودگی هاست و در نهایت به این آزادی منجر می شود که خود را از زیستن در عالم مادی بی نیاز حس کنیم. ما را از اسارت و بندگی نسبت به آنچه تا به حال اندوخته ایم می رهاند. وقتی از موضع تملک گرا و مداخله گر خویش دور می شویم، تحت سلطه خرد و فرزانگی برتر خویش قرار می گیریم و همان می شویم که باید باشیم . عدم دلبستگی برخورداری از این تجربه است که هرگاه قایق زندگی خویش را نرم و سبک به جلو برانیم چه احساس دل انگیزی در انتظار ماست؛ جریان یافتن بدون رویارویی با موانع و مشاهده تصویری از تکامل زیباییها و نیکوییهای جهان هستی.

جریان یافتن ابزاری برای ترک دلبستگی

هر چه به افراد ، اشیاء ، نقطه نظرها و احساس های وابسته تر باشید نیرومندی و اقتدار خود را بیشتر از دست می دهید . هرگاه بکوشید مشتی آب را در دست بفشارید، به وضوح مشاهده میکنید که هر چه آن را بیشتر بفشارید، آب کمتری در دستتان باقی خواهد ماند. اما اگر در کمال آرامش و به طور باز و گشوده دستتان را در همان آب بگذارید، می توانید. تا وقتی که مایلید، آب را در دست داشته باشید. مثال فوق از اصل عدم دلبستگی و شناور بودن در فضای هستی حکایت می کند، به حکم قوانین عالم هستی، هر چیزی به طور طبیعی جاری و شناور است. همه چیز، در جهان بیکرانه، از جمله شما نوعی انرژی است و انرژی تنها زمانی به طور کامل اثربخش می شود که بتواند آزادانه جاری شود. یکی از ویژگی های طبیعت آن است که به هر چیز مجال میدهد آزادانه جاری شود . هوا بدون هیچ انقطاع و از هم گسیختگی پیرامون سيارة خاک در گردش است.

آب در سراسر جهان بدون کمترین مقاومت جاری است. زمین و تمام اشكال و اجرام سماوی متعلق به عالم هستی، بدون هیچ انقطاع و یا اندکی وقفه در چرخش و وا چرخش است. در واقع سراسر گیتی یک میدان عظیم انرژی است که بدون هیچ گونه تقاضا و یا فارغ از این که اوضاع و شرایط چگونه باید پیش برود، در کمال هماهنگی سرگرم کار است. از یاد نبرید که انسان نیز بخشی از این میدان انرژی است و در هماهنگی و تعادل این نظام نقش دارد. از آنجائی که تمام اشکال انرژی درصدد هستند بدون برخورد با موانع جاری شوند.

مفهوم دلبستگی - تصویر دوم

نتیجه گیری از مفهوم دلبستگی

به ظاهر تنها نتیجه ای که می توان گرفت آن است که: برای این که انسان به سعادت و رفاه و شادمانی و برکت دست یابد، به حکم قانون طبیعت می بایستی با وانهادن هر چه دلبستگی با آنچه هست، آزادانه در جریان باشد و از اینجا و اکنون کام بجوید . بیشتر مردم می ترسند که خود را در رودخانه زندگی رها کنند و به جریان بسیارند. ترس از این که مبادا امن و امان به مقصد نرسند، ایشان را وا می دارد که دست نیاز به سوی اشیاء و اشخاص برون از خود دراز کنند، غافل از این که دل بستگی به اشياء و افراد موانعی است که نمی گذارد آنان همگام با نظام هستی و با آنچه هست در جریان باشند و سهم خود را که همانا نیکبختی، تمول و آسایش و برکت است . از خزانه پرنعمت کاینات بستانند. تعلق خاطر به اشیاء و افراد ما را به تملک گرایی و کنترل بیشتر افراد بر می انگیزد و در نتیجه موانعی را در برابر اتصال به هشیاری بالاتر و خرد و فرزانگی برتر و در نتیجه دگرگونی پدید می آورد. رهایی از دل بستگی برای افرادی که در طریق بصیرت و روش بینی گام بر می دارند بزرگترین درس محسوب می شود.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false