×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true
ویژه های خبری
true
    امروز  سه شنبه - ۱۶ آذر - ۱۴۰۰  
true
false
نقش فشار روحی بر مغز انسان

به اندازه کافی نیاز کودکان به مهر و محبت شناخته شده است و تمام افراد از اهمیت بالای آن مطلع هستند. اما این عشق و علاقه نه تنها در پختگی عاطفی نقش مهمی دارد بلکه ساختار مغز را نیز تحت تاثیر خود قرار می دهد. به گزارش یک پایگاه اینترنتی از مجله علمی روانکاوی کشور آلمان بررسی هایی که دانشمندان بر روی کودکان یتیم یک کشور اروپایی انجام دادند در مغز آن ها حفره ای سیاه یافتند که معمولا باید kortex orbitofrontale  باشد. این بخش از مغز مسئولیت رشد و تحول در درک احساس و ساخت، تجربه زیبایی و لذت، عملکرد و هضم عواطف، لیاقت و هنر رفتار، برخورد عاقلانه با دیگران را بر عهده دارد. تحقیقات بیوشیمی و پژوهش های علم اعصاب با کمک تکنیک پویشگری مغز و مطالعات بر روی برش های آن اثبات کردند که سیستم اعصاب نسبت به تحریک های عواطفی شکل می گیرد.

در ادامه به نقش فشار روحی بر مغز انسان در دوران کودکی خواهیم پرداخت ، با ما همراه باشید.

مقاله پیشنهادی : داشتن سلامت روحی و روانی با مدیتیشن

نقش فشار روحی بر مغز انسان در دوران کودکی

دراین مقاله ما به بررسی نقش فشار روحی بر مغز انسان در دوران کودکی و نوزادی می پردازیم و با هم با جزئیات بیشتر به این مسئله ورود خواهیم کرد. مغز یک نوزاد چه به صورت فیزیکی و چه به صورت عاطفی هنوز به خوبی شکل نگرفته است و کاملا بدون ساختار و خام است. این مغز برای رشد و همینطور تحول خود به تحریک شدن نیاز دارد، نه تنها به تحریک های شناختی در اشکال گوناگون مثل مثل بازی ها، موزیک، رنگ ها و… نیاز دارد بلکه به رفتار های محبت آمیز و برخورد های مناسب نیز احتیاج دارد. تماس های چشمی، لبخند ها، وجود یک غمخوار و پرستار و… سبب آسودگی خاطر و آرامش می شود همزمان باعث ترشح هورمون هایی در بخش frontale kortexpr می شود.

نقش فشار روحی بر مغز انسان در دوران کودکی

این بخش از مغز در همان سال های اول تولد نوزاد شکل می گیرد و کاملا در پخته شدن و تحول رفتار اجتماعی افراد سرنوشت ساز می باشد. هر چقدر رفتارها و روابط و تاثیرات مثبت تری به وقوع بپیوندد، اتصالات بهتر و شبکه های بیشتری در این بخش ایجاد خواهد شد. به این ترتیب به وسیله ی پژوهش های بیولوژیکی نظریه پیوند جان بوولبی که مدام مورد تردید قرار می گرفت بالاخره تایید شد. این نظریه می گوید رشد یک کودک از طریق دلبستگی هایی که در دوران کودکی چه به گونه ای منفی و یا مثبت همینطور تجربه پیوندها، تحت تاثیر قرار می گیرد. یکی از مطالعاتی که در دانشگاه ویسکونسین آمریکا انجام شد نشان داد که عکس العمل های یک فرد در مقابل فشار های وارد شده ی روحی، در سنین کودکی تعیین می شود.

مقاله پیشنهادی : بحران هویت نوجوان و نقش والدین

نقش فشار روحی بر مغز انسان در والدین

نوزادانی که تحت نظر مادرانی که از فشار های روحی و یا افسردگی بزرگ می شوند بعد ها بیش از حد متوسط آسیب پذیر هستند. این کودکان در مواقع سخت و پیچیده ای که در زندگی روبروی آن ها قرار میگیرد با ترشح شدید هورمون های فشار عکس العمل نشان می دهند. نکته جالب توجه این می باشد که کودکانی که در سنین بالاتر مادران خود را افسرده میدیدند از عکس العمل های شدید مشابهی برخوردار نبودند. بنابراین خاطره های بد اولیه زندگی نه تنها رفتارهای افراد را شکل می دهد بلکه بر طبق علوم و شناخت های جدید، عکس العمل های الگویی و فیزیولوژیکی مغز را که تعیین کننده چگونگی برخورد و رفتار های ما با احساسات و همچنین دیگر افراد هست را هم تحت تاثیر قرار می دهد.

نقش فشار روحی بر مغز انسان در والدین

همینطور بر اساس اکتشافات جدید این سوال به ظاهر ساده که آیا نوزاد عاجز و گریان را باید در آغوش گرفت تا آرام شود دیگر به استیل تربیتی ربطی ندارد. موضوعی که غیر قابل بحث می باشد این است که نوزادها خود قادر به از میان بردن فشار های روحی و احساسی خود نیستند، نوزاد ها در هنگام هیجانات قدرت انحراف و خودآگاهی ذهن خویش را ندارند. در اینجور مواقع قسمت هیپوتالاموس مغز مواردی تولدی می کند که باعث ترشح هورمون کوتیزول می شود که به آن هورمون فشار نیز گفته می شود. در سال های بعد از کودکی، در مواقع فشار روحی و سختی ها مغزیا با تولید بیش از اندازه هورمون ها مواجه می شود که نتیجه ای مانند ترس و افسردگی دارد و یا از حد معمول کمتر هورمون ترشح می کند که باعث سردی عواطف و خشم می باشد و اینگونه نسبت به آن انتفاق عکس العمل نشان می دهد.

ما در ادامه این مقاله به بررسی نقش فشار روحی بر مغز انسان در والدین را نیز بررسی و راهکار های مطمئنی را توصیه خواهیم کرد.

نتیجه گیری

تیتجه گیری از این یافته های علمی فقط می تواند به ما ثابت کند که نوزاد در سال های اولیه زندگی خود به فردی نیاز دارد که برایش شناخته شده تر باشد این فرد باید حال و هوای نوزاد را درک کرده و با مهربانی به نوزاد لبخند بزند همینطور با محبت با اون سخن بگوید. خانم سوگرهاردت یکی از مختصصان روان درمانی می باشد که شک دارد پرورش و تربیت نوازد اگر توسط افراد غریبه انجام شود بتواند این گونه با نوزاد رفتار کرده و این کیفیت پرورشی را بوجود بیاورد. خانم سوگرهاردت می گوید : در کودکان و نوزادانی که توسط غریبه ها تربیت و بزرگ می شوند، احتمال اینکه به دلیل کمبود تجربه که برای دیگری ممکن است وجود و مفهموم خاص و متفاوتی داشته باشد، بسیار بیشتر است.

این کودکان در سال های اولیه زندگی خود می آموزند که باید مدام در انتظار توجه و علاقه دیگران باقی بمانند. همانقدر که رفتار های والدین بر روی نوزاد تاثیر میگذارد والدین نیز در سال های نخست نیاز به حمایت شدن از طرف دیگران دارند، به عنوان مثال در صورت ایجاد مشکلات با کودک به کمک های موسسات اجتماعی و گروهه، روان درمانی و همدردهای مشترک نیاز دارند تا با این روش بتوانند از ایزوله شدن و تنهایی که با آن درگیر هستند جلوگیری کنند.

دوران کودکی و حتی نوزادی سال هایی است که به دلیل خام بودن مغز فرزند رفتار های اطرافیان بسیار می تواند در رفتار های کودک در آینده دخیل باشد. نقش فشار روحی بر مغز انسان را باید از همان ابتدای کودکی جدی گرفت زیرا می تواند شخصیت فرزند ما را در آینده شکل دهد پس نباید به سادگی از کنار این موضوع عبور کرد.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false