×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true
ویژه های خبری
true
    امروز  چهارشنبه - ۱۹ مرداد - ۱۴۰۱  
true
false
عوامل اصلی افزایش آمار طلاق

آمارهای جدید بالا رفتن شدید طلاق در کلیه کشورهای جهان را نشان می دهند . متأسفانه این افزایش جهانی است و در حد شدت و ضعف در همه کشورها وجود دارد. طبق جدیدترین آمارها امروزه در جوامع غربی از هر چهار ازدواج، دو ازدواج به طلاق منجر می شوند. در برخی ایالتها مانند ایالت کالیفرنیای آمریکا از هر چهار ازدواج ، سه مورد آن به طلاق منجر می شوند و حدود پنجاه درصد دانش آموزان آمریکایی، فرزند طلاق هستند.  آمار طلاق در کشور ما نیز وضعیت خوبی ندارد. اگر چه در کشور ما این آمار کمتر از کشورهای غربی می باشد، اما متأسفانه این آمار به شدت در حال افزایش می باشد.

بیشتر بخوانید : طلاق عاطفی و راهکارهای آن

عوامل اصلی افزایش آمار طلاق

یکی از بزرگترین سؤالاتی که به ذهن هر پژوهشگر خطور می کند علت بالا رفتن آمار طلاق می باشد. در طول چند سال گذشته در هر سمیناری که برگزار می شود یکی از فراوان ترین سؤالات شرکت کنندگان، سؤال از علت بالا رفتن طلاق می باشد. اعتیاد، بیکاری، مشکلات اقتصادی، ضعیف شدن اعتقادات مذهبی دخالت خانواده ها در زندگی زوجین، بچه دار نشدن، خیانت یکی از زوجین و یا هر دو و دهها دلیل دیگر ، علت هایی است که برخی از کارشناسان در پاسخ به این سؤال مطرح می کنند، اما به نظر شما علت های مطرح شده تا چه اندازه می تواند درست باشد ؟

ما به هیچ وجه منکر این عوامل در افزایش آمار طلاق نیستیم و همه می دانیم که آسیب های اجتماعی با هم رابطه دوگانه دارند. برای مثال اعتیاد باعث گرایش افراد به طلاق می شود و از سوی دیگر افراد علاقه به منظور رهایی از مشکلات تمایل بیشتری به اعتیاد دارند. مشکلات اقتصادی باعث افزایش طلاق می شوند و از سوی دیگر طلاق به نوبه خود مشکلات اقتصادی را بوجود می آورد. همه اسیب های اجتماعی به صورت زنجیره وار با هم در ارتباط هستند و افزایش یک مورد، افزایش موارد دیگر را به دنبال می آورد. اما اگر با یک نگاه کارشناسانه و دقیق به موضوع نگاه کنیم بیشتر عواملی که ذکر شدند خود به خود و به تنهایی نمی توانند عامل بوجود آورنده طلاق باشند. بلکه این عوامل بیشتر نقش تشدید کننده را دارند. بسیاری از کشورهای غربی به شدت با مواد مخدر مبارزه کده در این راه به موفقیت های زیادی نیز نایل شده اند اما متأسفانه آمار کشورها به شدت در حال افزایش است.

پس به راستی علت اصلی بالا رفتن آمار طلاق چیست؟

 

وضعیت عمومی در اکثر کشورهای غربی در وضعیت اقتصادی و سطح رفاه عمومی در اکثر کشورهای . نسبتا مناسبی قرار دارد اما آمار طلاق آنها نه تنها بلکه به شدت در حال افزایش می باشد. وجود ما طلاق در خانواده هایی که اعتقادات مذهبی قوی آمار طلاق آنها نه تنها کاهش نمی یابد شی می باشد. وجود موارد نسبتا زیاد طلاق مذهبی قوی و محکمی دارند شان دهنده این امر می باشد که تضعیف اعتقادات مذهبی نیز علت اصلی افزایش طلاق نمی باشد. از سوی دیگر آنچه جواب سؤال ما را مشکل تر می سازد اینکه موارد بسیار زیادی نیز وجود دارد که علیرغم وجود مشکلات اقتصادی، علیرغم داشتن اعتیاد و چندین نوع مشکل دیگر، زوجین با عشق و علاقه در کنار یکدیگر زندگی می کنند. بله زوجینی وجود دارند که هیچ یک از عوامل ذکر شده نتوانسته است خللی در روابط آنها بوجود بیاورد و علیرغم وجود مشکلات متعدد، زن و شوهر همچنان عاشقانه در کنار همدیگر زندگی می کنند.

پس به راستی علت اصلی بالا رفتن آمار طلاق چیست؟

برای پاسخ دادن به این سؤال باید ابتدا به ذکر مقدمه ای کوتاه بپردازیم. همه می دانیم که زن و مرد ذاتا به هم علاقه مند هستند. مرد بدون زن و زن بدون مرد هیچکدام به تنهایی آرامش ندارند. به غیر از نیازهای جنسی، نیازهای عاطفی و روانی زن و مرد را به طرف همدیگر جذب می کند. انسان با این نیت ازدواج می کند که همسر او بتواند نیازهای عاطفی ، روانی و نیازهای جنسی او را تأمین نماید . بعد از تأمین این نیازها نوبت به نیازهای مادی و اقتصادی می رسد که هر یک از زوجین از شریک زندگی خود انتظاراتی دارند. اما آنچه که واقعیت جامعه ما نشان می دهد این است که زوجین در ازدواج تأمین نیازهای مادی و اقتصادی را در اولویتقرار داده اند و تأمین نیازهای عاطفی، روانی و جنسی را به فراموش سپرده اند . در اصل علت اصلی افزایش آمار طلاق در جامعه همین غفلت بر می گردد که زن و مرد نیازهای اولیه و اهداف خود در ازدواج را به فراموشی سپرده اند و اولویت اصلی را اهداف دست دوم داده اند. از یکی از مراجعان که برای جدایی تصمیم قطعی خود را گرفته بود، اعتقاد داشت که ای کاش به جای اینکه همسرم اینقدر به فریزر خانه توجه می کرد و هرگز اجازه نمی داد فریزر ما از گوشت و مرغ و ماهی خالی شود یک دهم آن هم به من توجه می کرد. تعریف و تمجید و اظهار علاقه به زن به صورت کلامی یکی از بزرگترین نیازهای خانم ها است اما تصور می کنید فقط چند درصد از آقایان به این نیاز توجه می کنند!

رفع نیاز های عاطفی عامل کاهش آمار طلاق

رفع نیاز های عاطفی عامل کاهش آمار طلاق

بله ، علت اصلی بالا رفتن آمار طلاق در جهان این است که انسان ها تأمین نیازهای عاطفی و روانی را فراموش کرده اند و از سوی دیگر توقعات انسان از ازدواج بالا رفته است و انسانها به نیازهای واقعی خود نزدیک شده اند، و همه افراد در ازدواج انتظار تأمین نیازهای عاطفی و روانی خود را دارند در حالی که متأسفانه ازدواج های فعلی این نیازهای آنها را تأمین نمی کند و در کنار آن برخی عوامل دیگر فقط باعث تشدید مشکلات می شوند. اگر در زندگی زوج های موفق نگاه کارشناسانه و دقیق داشته باشیم این واقعیت را تأیید خواهید کرد که علت اصلی موفقیت ازدواج آنها این است که به انتظارات و توقعات خود رسیده اند و این موضوع باعث شده استی موفق نگاه کارشناسانه و دقیق داشتباه باشه این تأیید خواهید کرد که علت اصلی موفقیت ازدواج آنها این است که به انتظارات و توقعات خود رسیده اند و این موضوع باعث شده است که اعتیاد، بیکاری، مشکلات اقتصادی و… دانسته اند میزان عشق و علاقه آنها را کاهش دهند. یکی از مهمترین علل عدم موفقیت در کاهش آمار طلاق این است به جای اینکه دلایل اصلی را هدف قرار دهیم و درصدد حل آنها باشیم به عوامل فرعی و تشدید کننده تمرکز کرده ایم و درصد حل این عوامل هستیم .

در صورتی که آمار صعودی طلاق نشان دهنده این موضوع است که به موفقیت چندانی نرسیده ایم. باید بپذیریم که نگاه بزرگان و نسل های گذشته ما به ازدواج با نگاه نسل جوان تفاوت های زیادی دارد. بسیاری از زوج های جوان که بعد از گذشت چند سال ازدواج خود را شکست خورده می پندارند، تصمیم به جدایی می گیرند. اما نصيحتها و حرف های بزرگان شدیدا باعث رنجش خاطر آنها می شود. امروز نسل فعلی به مرحله ای از تفکر رسیده است که برای تأمین خوراک، پوشاک و مسکن ازدواج نمی کند. امروز اکثریت خانم ها از نظر اقتصادی مستقل هستند و به تنهایی از عهده تأمین مخارج خود بر می آیند. به علت تفکری بین نسل گذشته و نسل فعلی وقتی خانم های جوان که مشکلات اقتصادی ندارند تصمیم به جدایی می گیرند شدیدا مورد انتقاد والدین خود قرار می گیرند.

بیشتر بخوانید : مهم ترین شروط قبل از ازدواج از شریک زندگی

خانمی اظهار می کرد که از زندگی با شوهر سرد و بی روح خودم خسته شده ام و تصمیم به جدایی گرفته ام اما مادرم شدید مخالف است و علت طلاق من را پول زیاد و خوشی بیش از حد می داند. او معتقد است اگر همسرت تو را در محدودیت مالی می گذاشت و همه چیز را سریعا برای ان را خریداری نمی کرد، امروز تصمیم به جادا شان نمی گردید. آیا زندگی فقط در خوردن، آشامیدن و پول خلاصه می شود؟ اگر به درد دل خانم های جوانی که دو سال از ازدواج آنها گذشته است گوش فرا دهید. اکثر مشکلاتی مشابه با مشکلات این خانم دارند. یعنی اینکه به انتظارات و توقعات خود از ازدواج ترسیده اند و ازدواج آنها نتوانسته است نیازهای عاطفی و روانی آنها را تأمین کند و از سوی دیگر به علت تفاوت فکری که با والدین و نسل گذشته دارند شدیدا مورد انتقاد خانواده قرار گرفته اند. اما نکته مهمی که در ادامه این بحث باید به آن بپردازیم، این است که متأسفانه مدتی است که در جامعه ما طلاق در حال عادی شدن می باشد و از میزان قبحی و زشت بودن آن کاسته شده است. اگر چه زندگی سرد و بی روح برای نسل فعلی قابل تحمل نیست و قاد انتظار دارند که به اهداف و آرزوهای خود در ازدواج دسترسی پیدا کنند. اما طلاق و جدایی نیز به هیچ وجه راه حل های مناسبی نیستند .

افزایش آمار طلاق و پشیمانی بعد از آن

واقعیتی غیر قابل انکار در مورد ما انسان ما وجود دارد و آن این است که هر انسانی به همسر نیاز دارند. تحقیقات روان شناسان میزان سلامت روانی افراد متأهل را بیشتر از میزان سلامت روانی افراد مجرد نشان داده اند یعنی اینکه در هر صورت انسان ها زمانی به آرامش کامل می رسند که در کنار جنس مخالف باشند. تجربیات نشان داده است که اکثر افرادی که جدا می شوند در ابتدا تصمیم می گیرند که برای همیشه مجرد زندگی کنند اما همین افراد بعد از گذشت حداکثر شش ماه احساس تنهایی می کنند و به دنبال برقراری ارتباط با فردی جدید هستند.

افزایش آمار طلاق و پشیمانی بعد از آن

افرادی که احساس می کنند در ازدواج خود شکست خورده اند به جای اقدام به جدایی، راه حل بهتر این است که در صدد حل مشکل برآیند. ذات و هویت انسان این است که موجودی قابل تغییر می باشد. و مهارت زندگی با جنس مخالف یک مهارت اموختنی است. زوج های جوان باید توجه داشته باشند که به جای اقدام به طلاق و جدایی قبل از اینکه مشکل عمیق شود و کینه و کدورت ها افزایش پیدا کنند از طریق مشورت با یک روانشناس متخصص اولا از نیازها و خواسته های همسرتان آگاه شوید و ثانیا همسر خود را از نیازها و خواسته هایتان آگاه نمایید ، تا بدین ترتیب مشکل شما به تدریج کم شده و نهایتا از بین برود. زوج هایی که تصمیم به جدایی می گیرند باید به این نکته توجه داشته باشند که اولا از کجا معلوم که در ازدواج دوم گزینه بهتری پیدا کنند که بتواند نیازهای عاطفی و روانی آنها را تأمین نماید. ثانیا در ازدواج دوم چون هر دو طرف یک بار طعم تلخ شکست را چشیده اند بسیار محتاطانه و محافظه کارانه عمل می کنند که همین کار مانع از شیرینی و جذابیت روابط می باشد. در ازدواج های اول چون احساسات و عواطف دست نخورده است دو نفر برای هم جذابیت بیشتری دارند اما در مورد ازدواج های دوم به دلایلی که ذکر کردیم و همچنین بالا رفتن سن دو نفر و عادی شدن و تکراری شدن برخی فعالیتها میزان جذابیت کمتر می شود. به همین دلیل است که باید نهایت تلاش خود را انجام دهید تا زندگی شما حفظ شود و حتی الامکان از طلاق و جدایی پرهیز نمایید و از افزایش آمار طلاق بکاهیم . چون وقتی که یکبار تجربه طلاق را داشته باشید، قبح و زشتی آن کاسته می شود و ممکن است بارها و بارها این اتفاق ناخوشایند در زندگی شما تکرار شود.

تصمیم به طلاق و جدایی یکی از سخت ترین تصمیمات زندگی است که ممکن است برخی از زوجین بر سر این دو راهی قرار بگیرند. از یک سو ادامه زندگی سرد و بی روح و مملو از جنگ و دعوا به هیچ وجه برای انسان قابل تحمل نیست و همه انسانها از آن گریزان هستند. خانواده متشنج در درجه اول آرامش روانی زوجین را از بین می برد و باعث گریز مرد از خانه می شود که ممکن است به دنبال آن در دام اعتیاد و آسیب های دیگر گرفتار شود و از سوی دیگر وقتی که بین زوجین عشق و علاقه ای وجود نداشته باشد روابط جنسی هم وجود نخواهد داشت که این هم باعث می شود که زوجین و بویژه مردها به طرف روابط خارج از حریم خانواده و انتخاب همسر دوم اقدام نمایند که آن نیز سر منشأ مشکلات دیگری خواهد شد و مشکل بعدی که چنین خانواده هایی با آن درگیر می شوند تربیت فرزندان می باشد. وقتی که بین دو زوج اختلاف وجود داشته باشد هر یک از زوجین سعی می کنند فرزندان را مطابق با روحیه و طرز فکر خودشان پرورش بدهند و متأسفانه این فرزندان هستند که در یک تعارض شدید درگیر می شوند و همچنین اگر در خانواده دائما بین پدر و مادر نزاع و درگیری وجود داشته باشد تنها راه پیش روی فرزندان گریز از منزل و گرفتار شدن در آسیب های اجتماعی بیرون از خانه می باشد. آمار فزاینده فرار دختران از منزل و کودکان خیابانی تنها یکی از نشانه ها و عوارض اختلافات خانوادگی می باشد که متأسفانه آمار آنها با آمار طلاق رابطه مستقیم دارد و در شهرهای بزرگ هر روز در حال افزایش نمی باشد.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false