×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true
ویژه های خبری
true
    امروز  دوشنبه - ۳۱ شهریور - ۱۳۹۹  
true
false
چگونه شخصیت شما بر شخصیت فرزندانتان تأثیر می گذارد ؟ - تصویر اول

سبک های غالب زندگی چیست ؟

برداشت های نیمه هوشیارانه ای که از کودکی تا کنون آموخته اید هم ترکیب می شوند سبک غالب زندگی شما را شکل دهند. همین الان انسان نیز در حال اندوختن برداشت های خود هستند. سبک غالب زندگی ، بیانگر کیستی شما نیست ، بلکه معرف تصمیم ها و برداشت هایی من که در طول زندگی تان به دست آورده اید. برداشت هایی که بر شیوه ی تلاش تان در یافتن حس تعلق و اهمیت تأثیر می گذارند . بزرگسالان در واقع دو نوع سبک زندگی را در خود شکل می دهند ، اولیه و ثانویه . این مقاله به شما کمک می کند سبک اولیه ( روشی که ممکن است به هنگام احساس ناامنی و تهدید شدن حس تعلق و اهمیت تان در پیش بگیرید و سبک ثانویه تان  ( رفتار معمول شما است وقتی احساس ایمنی می کنید ) را بشناسید.

بیشتر بخوانید : درباره شخصیت شناسی چه می دانید؟

بیشتر افراد مدعی امتیازات سبک خود هستند و منکر معایب آن. مثلا بیشتر مردم دوست دارند تا حدی کنترل زندگی شان را در دست داشته باشند و انتقاد و تحقیر را دوست ندارند. ولی برای افرادی که سبک غالب زندگی شان کنترل است، تحمل انتقاد و تحقیر سخت تر است. انسان کنترلگرا معتقد است بهترین راه برای اجتناب از تحقیر، کنترل بیشتر است. به یاد داشته باشید این یک باور شخصی است، نه یک حقیقت. شرایطی که برای شخص کنترلگرا تحقیر آمیز به نظر می رسد، ممکن است برای فرد دیگری خنده دار باشد. یادتان باشد آدم های کنترلگرا به دنبال کنترل کردن دیگران نیستند آنها می خواهند کنترل خود و شرایط شان را در دست داشته باشند تا احساس ایمنی کنند. ولی به هر حال کودکان در این حالت احساس می کنند دارند کنترل می شوند که ممکن است حس سرکشی شان را برانگیزد. در یکی از کارگاه های تربیت سالم، مادری محکم به پیشانی اش زد و گفت: (( حالا میفهمم بچه هایم سعی میکنند به من چه بگویند و چرا این قدر مخالف خوانی می کنند )) .

چگونه شخصیت شما بر شخصیت فرزندانتان تأثیر می گذارد ؟ - تصویر سوم

اهمیت به فرزندان در شکل گیری شخصیت آن ها

بسیاری از افراد به دنبال برتری هستند می خواهند نام شان بدرخشد و از بی معنایی و سبکی بیزارند . ولی کسانی که سبک غالب زندگی شان برتری است ، به هر قیمتی سعی می کنند از کار سبک و بی معنا او در کنند .

یک نکته ی مهم دیگر : افراد برتری جو به ندرت دنبال به رخ کشیدن برتری شان بر دیگرانند . آنها فقط به اشتباه فکر می کنند اگر بیعت نقص نباشند به اندازه ی کافی خوب نیستند که این باور اغلب باید می شود فرزندان این افراد احساس بی کفایتی کنند . مادر دیگری در جلسه ی تربیت سالم گفت : ” وای خدا ! حالا می فهمم چرا پسرم تا این حال احساس بی کفایتی می کرد . من مرتب به او می گفتم اگر تلاش کند ، می تواند کارهایش را بهتر انجام بدهد. ولی متأسفانه هر چه کردم باعث شد او احساس بی کفایتی بیشتری کند . می خواهم از سر راهش کنار بروم و از این به بعد دلگرم کننده باشم نه دل سردکننده . ”

تقریبا همه در زندگی خواستار آسایش اند و می خواهند از درد عاطفی و جسمی و فشار روانی دوری کنند . ولی تلاش برای اجتناب از درد و روحی نگرانی اولیه ی افرادی است که سبک غالب شان آرا افراد دارای اولویت های دیگر (کنترل، خوشی، برتری)، با درد روحی وحشت زده نمی شوند و تمام زندگی شان را صرف تلاش پرهیز از آنها نمی کنند. این سبک ممکن است باعث شود بچه ها لوس و متوقع شوند. همان طور که مادری میگفت: (( حالا می فهمم جا اضطراب دارم، من به فرزندانم یاد ندادم چگونه از خودشان مراقبت .. و همکاری های مفید داشته باشند. مطمئنم همه چیز را خراب کرده ام ))

هیچ کس از طرد شدن و تنها ماندن لذت نمی برد. ولی وقتی کسی با سبک غالب خوشی احساس ناامنی می کند، پایه و اساس رفتارش تلاش برای دوری از طردشدگی خواهد بود. این حالت ممکن است به سودجویی دیگران منجر شود، یا دیگران را آزرده کند (به خاطر انرژی منفی احساس ناامنی). پدری میگفت: “عجیب نیست بچه هایم از کارهایی که برایشان می کنم تشکر نمی کنند. من به خودم زحمت ندادم تا نظرشان را بپرسم. فقط فکر کردم آنها قدرنشناس و بی ملاحظه اند. بی ملاحظه من بودم که از آنها نپرسیدم و نفهمیدم که آنها کیستند و چه می خواهند”

چگونه شخصیت شما بر شخصیت فرزندانتان تأثیر می گذارد ؟ - تصویر چهارم

تناقض جالب این است که هر سبک ، رفتاری را در دیگران برمی انگیزد که اغلب با مقصود صاحب سبک متضاد است. مثلا بزرگسالی که سعی می کند کودکان را خشنود کند، ممکن است شکست بخورد چرا که فراموش کرده است علاقه های آنها را بررسی ” بزرگسالی که آسایش می خواهد، ممکن است از انجام کارهایی – کوتاه مدت سخت و ناراحت کننده اند ولی در طولانی مدت است راحتی را به ارمغان می آورند اجتناب و بنابراین ناراحتی بت فشارهای شدیدتری را برای خود و دیگران ایجاد کند. آدم هایی که فکر می کنند باید کنترل همه چیز را در دست داشته باشند مبادا مضحکه مردم شوند ، اغلب به هنگام سرکشی کودکان شان با انتقاد و تحقیر دیگران می شوند و بزرگسالانی که سعی می کنند از بی معنایی فرار کنند تا ایشان حفظ شود، وقتی ببینند کودکان شان چقدر احساس بی کفایتی کند، یا کورکورانه مقلد والدین شان هستند و برای اثبات خود، زندگی شان را تباه می کنند، بدترین نوع بی معنایی را تجربه می کنند .

نکته ی اصلی تمام سبک های زندگی این است که انگیزش اولیه ، یافتن احساس تعلق و اهمیت است. به هر حال درست مثل کودکانی که یک هدف نادرست را در تلاش های «نادرست» شان برای رسیدن به تعلق و اهمیت انتخاب می کنند، بزرگسالان نیز راه های «نادرستی» را انتخاب می کنند و درست به خلاف خواسته شان می رسند. ما «بدرفتاری می کنیم » و در روابط مان به جای تعلق و اهمیت، فاصله ایجاد می کنیم. آگاهی به همراه کمی شوخ طبعی، می تواند به همه ی ما کمک کند باورها و رفتارهایی را که خودمان را مغلوب می کنند پشت سر بگذاریم. آن زمان است که می توانیم برای بچه هایمان و خودمان مفیدتر باشیم.

کشف سبک اولیه ی زندگی جهت تأثیرگذاری شخصیت شما با شخصیت فرزندانتان

سبک های شخصیتی زمانی پرورش می یابند که کودکان جهان اطراف شان را درک می کنند، درباره ی ماهیت آن تصمیم هایی می گیرند و به باورهایی شامل «بنابراین من باید…» می رسند. مثال های ذیل نشان دهنده ی تصمیم های مختلفی است که کودکان ممکن است در شرایط یکسان اتخاذ کنند.

«من کوچکم؛ دیگران بزرگند. بنابراین باید از دیگران بخواهم از من مراقبت کنند.» (آرامش طلبی)

«من کوچکم؛ دیگران بزرگند. بنابراین باید خودم و شرایط را کنترل کنم تا احساس حقارت نکنم.» (کنترل گری)

«من کوچکم؛ دیگران بزرگند. بنابراین باید دیگران را واد تا دوستم داشته باشند.» (راضی کنندگی)

«من کوچکم؛ دیگران بزرگند. بنابراین باید سخت تلاش کنم تا به آنها برسم و حتی از آنها جلو بزنم. (برتری جویی)

نتیجه ی تصمیم های اولیه، در آینده خود را نشان خواهند داد با اگر بفهمید طرح اصلی رفتارتان در زندگی را یک کودک سه ساله کرده است، مضطرب نمی شوید؟

چگونه شخصیت شما بر شخصیت فرزندانتان تأثیر می گذارد ؟ - تصویر دوم

طرح اصلی شما برای زندگی شکل دهی شخصیت فرزندان

آیا امکان دارد شما یک کودک سه ساله را استخدام کنید تا نقشه ی خانه ی رویایی تان را طراحی کند؟ حتما این سؤال به نظرتان مسخره می آید، نه؟ با این وجود زندگی شما بر اساس یک طرح اصلی شکل گرفته که طراح آن خود شما در دوران کودکی بوده اید. در واقع شما طراحی زندگی تان را از زمانی که متولد شدید آغاز کردید، اما مثل بیشتر افراد تصمیم هایی را که به عنوان یک نوزاد یا کودک نو پا گرفته اید به یاد نمی آورید. شما آن تصمیم های اولیه را در سنین سه، چهار و پنج سالگی تصویب کردید (باز هم به طور ناخودآگاه) . سپس در سنین شش تا ده سالگی در حالی که به ایجاد طرح اصلی زندگی تان ادامه می دادید، ناخودآگاه برخی نظریات را به آن افزودید. بعد از آن هم در نوجوانی – یعنی زمان بیداد کردن هورمون ها و چیزهای دیگر به افکار، احساسات و نگرش های دیگری را اضافه کردید تا طرح تان کامل شود . حالا به نظرتان عجیب است که این طرح نقص هایی داشته باشد؟ از یک کودک یا حتی یک نوجوان که برای طراحی نقشه ی اصلی زندگی هیچ آموزشی ندیده است و تجربه ی کافی برای تحلیل عاقلانه ی زندگی که حاصل تجربه است – را ندار انتظار دیگری می توانید داشته باشید؟

فهم طرح اصلی زندگی تان (سبک غالب زندگی تان) فرصت جديدنظر را برای شما فراهم می آورد. همچنین به شما کمک می کند تشخیص دهید کودکان تان شروع به استفاده از چه طرحی می کنند و شما را قادر می کند تا واکنش های شان را به هنگام نا امنی بهتر درک کنید. اگر هنوز درباره ی سبک غالب زندگی خود تردید دارید، از بین عبارات زیر آن عبارتی را انتخاب کنید که بیش از بقیه با شما سازگاری دارد:

• من وقتی حالم خوش است که خودم و اطرافیانم راحت باشیم. هنگامی بدترین احساس را نسبت به خودم دارم که فشار، درد و استرس وجود داشته باشد. (آسایش طلب)

• من وقتی حالم خوش است که کارها منظم و سازمان یافته هستند و کنترل خودم و شرایط را به دست دارم. زمانی بدترین احساس را نسبت به خودم دارم که به دلیل انجام ندادن کاری یا ندانستن امری، احساس شرمندگی و حقارت کنم و مورد انتقاد قرار بگیرم. (کنترل گر)

• من وقتی حالم خوش است که بتوانم دیگران را راضی کنم و از تعارضها اجتناب کنم تا زندگی ام خوش و خرم و بی دردسر باشد. وقتی بدترین حال را دارم که احساس طرد شدن و رها شدن کنم یا ببینم قدرم شناخته نمی شود. (راضی کننده)

• من وقتی حالم خوش است که به موفقیت دست پیدا کنم و واقعا مفید باشم. وقتی بدترین احساس را نسبت به خودم دارم که احساس بی ارزشی، بی معنایی و حماقت کنم. (برتری جو)

هر کدام از عبارت های یاد شده که در زمان نگرانی (یا ناامنی)، بیشتر با حالات شما سازگار است، سبک اولیه ی شما است. ((در زمان نگرانی ، برای درک سبک غالب زندگی یک عبارت کلیدی است نگران نیستیم، به فکر حقارت، طرد شدن، بی معنایی یا درد نیا زمان های آرام زندگی، معمولا گرفتار تصمیم های قدیمی دوران ی الگوهای رفتاری، و باورها نمی شویم. فقط زمانی که احساس فشار می کنیم، به جنبه های منفی رفتارهای سبک غالب زندگی مان می شویم. این رفتارها اغلب ریشه ی درگیری های ما با کودکان هست

من می گویم احساس فشار روانی، چرا که فشار روانی در واقع یک احساس است. چیزی که برای یک نفر استرس زاست ممکن است برای دیگری نباشد؛ فقط فکر ماست که آن را این چنین می کند. آدلر می گفت: (افکار شما معنایی ندارد به جز معنایی که خودتان به آنها می دهید.)

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false