×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true
ویژه های خبری
true
    امروز  دوشنبه - ۳۱ شهریور - ۱۳۹۹  
true
false
مراقبت از کودک درون

به عنوان افرادی بالغ ، چگونه می توانیم جهان خود را بر پایه و اساس متزلزل کودکی وحشتزده و منزوی بنا کنیم که نیازهای اساسی اش هیچگاه برآورده نشده است؟ این امر ممکن نیست دیر یا زود بحرانی روی می دهد . یک بیماری یا طلاق یا از دست دادن ناگهانی کار یا مشکلی مالی و آنگاه کل ساختار از هم فرو می پاشد. آنوقت نقابی که فرد بالغ به چهره زده ترک می خورد و در اینجاست که بعضی از افراد به درون خویش رو می کنند تا زندگی خود را بیازمایند و دیگربار مورد ارزیابی قرار دهند . شاید این افراد از درمانگران و کتابهای خود  یاری مدد جویند، یا به گروههای حمایتگری بپیوندند که بتوانند در آنجا تصدیق یا نمایان ساختن کودک درون خود را که آسیب دیده است ایمن بیابند.

مراقبت از کودک درون

اگر آنچه خواندید داستان زندگی شما نیز هست، پیشنهاد میکنم این مقاله را بخشی از برنامه روزانه تان سازید و در کنار مشاوری ماهر و گروهی حمایتگر به انجام تمرینهای آن بپردازید. در تنهایی و انزوا نمی توان به شفای کودک درون پرداخت . زیرا این کودک به اندازه کافی تنها مانده است . لازم است که همه ما در طول این راه همراهانی بیابیم . افرادی که متعهد شده اند از کودکی که درون خویش است مراقبت کنند . تشكل نظامی حمایتگر، پایه و اساسی برای روابطی به راستی مهرآمیز ایجاد می کند.

به یاد آورید که فقط خودتان می توانید دیگربار پدر و مادر کودکی درون خویش باشید و هیچ کس دیگر نمی تواند مراقبت از او را به عهده گیرد. فقط خودتان مسئول تشخیص نیازهای کودکی که درون خود است را برآورده ساختن آنها هستید. پس اگر در همه جایگاههای نادرست، مهر و محبت را جسته اید – مثلا اگر خواسته اید به جای خودتان یک نفر دیگر از کودک درونتان مراقبت کند – این مقاله می تواند کمکتان کند. ضمنا می تواند به شما یاری کند تا از نجات دادن کودکی که درون وانهاده و سوءاستفاده شده دیگران باز ایستید. زیرا هر فرد مسؤول مراقبت از کودکی است که درون خویش دارد .

تجربه کودک درون

تجربه کودک درون

این روزها بسیار درباره ی پرداخت به کودک درون می شنویم . بسیاری از هنرمندان به هنگام تمرین با گروه ها و افراد را در برنامه های خود می گنجاند و کلاس های بسیار درباره ی این موضوع برگزار می شود . با این حال در سخنرانی ها و سمینار هایم از بسیاری از افراد می شنوم که مفهوم واقعی کار بار کودکی درون را در نمی یابند. کتابهای متعددی در این باره خوانده اند، به دل بسیاری از افراد گوش فرا دادهاند، و ترسها و مصایب دوران کودکی خود را – انواع و اقسام روشهای درمانی با گروههای پشتیبانی بیان کرده و در مر۔ گذاشته ان د، و با همه اینها همچنان سردرگمند و نمی توانند کودکیه درون خود احساس کنند و در زندگی روزمره شان عیان سازند. بسیاری از افراد گفته اند که سرانجام به هنگام تمرین در کلاسهایم برای نخستین بار توانسته اند کودکی که در درون خود را تجربه کنند و در واقع همین افراد مشوقم بوده اند تا روشهای شفای کودکی درون را به صورت کتاب درآورم .

سخن گفتن درباره کودک درون ، یک چیز است و تجربه آگانه اش به صورت حضوری زنده و راستین، چیزی دیگر. «مادامی که چون طفلی خردسال نشویم» شفا نخواهیم یافت. مادامی که در فضای امن به حال و هوای کودک وارد نشویم، کودک  گوشه گیر و تنها بجا خواهد ماند. مادامی که احساسهای کودک وار و حساسیت و حس شگفتی و سرزندگی خود را باز نیابیم، کودکی درون ما همچنان زخمی خواهد زیست.

چگونه پی ببریم که کودک درون ما زنده و حاضر است ؟

چگونه پی ببریم که کودک درون ما زنده و حاضر است ؟

هرگاه که احساسی داریم این کودک خویشتن عاطفی ماست. هرگاه احساس شادی یا اندوه یا خشم یا ترس یا علاقه می کنید، این کودک درون شماست که خود را نمایان ساخته است. هرگاه به راستی احساسهایتان را احساس می کنید، اجازه می دهید که کودکی که درون تان است حضور داشته باشد. همچنین هرگاه بازیگوش یا خودانگیخته با خلاق یا شهودی هستید و تسلیم ضمير معنوی خود می شوید، کودک در درونتان فعال می شود . تجربه این حالات معمولا «حضور با کودک در درون خود » خوانده می شود.

تمرینهای این مقاله به شیوه ای طراحی شده اند که بتوانید در فضایی ایمن، تجربه های دست اولی از کودکی خود به دست آورید. از طریق نقاشی و نگارش و هنرهای خلاق و بازی، ندای کودکی را که در درونتان سکنا دارد خواهید شنید. نیازها و آرزوهایش را کشف خواهید کرد. همچنین خواهید آموخت والدین مهر آمیز درونتان را فعال کنید تا بتوانند از کودک که درونتان است مراقبت و حمایت لازم را به عمل آورند. و چون هیچ کودکی در خلأ زندگی نمی کند، کودکی درون ما نیز خود به خود ، یا تصویر والدین درونی مثبت و حمایتگری را خواهد کشید یا والدین ایرادگیر و مسامحه کاری را که مدام انتقاد می کنند. اگر به این امر آگاه نباشیم، خودبه خود آن شیوه از مراقبتی را که در کودکی ستانده ایم تکرار می کنیم. یعنی به شیوه یی برای خودمان پدری یا مادری می کنیم که قبلا در حق ما صورت گرفته است. به هر جهت، اگر آن شیوه از پدری یا مادری کردن را – که زین پس آن را «مراقبت» می خوانم – دوست نداریم، این حق انتخاب را داریم که آن را عوض کنیم. یعنی می توانیم میان اعضای خانواده درون خویش اتصالی مهرآمیز ایجاد کنیم، و زخمهای دوران کودکیمان را شفا بخشیم. به عبارت دقیقتر، می توانیم خودمان پدر و مادر خود باشیم…

کودک از نظر روانشناسی، «پدر انسان است.» از این رو شفای کودکیه درون خود راهی است تا از نو آغاز کنید و زندگیتان را شفا بخشید. ضرب المثلی وعده می دهد که: ( برای برخورداری از یک کودکی شادمانه هیچگاه دیر نیست ) تجربه شخصی ام و همچنین مشاهده افرادی که به طرزی موفقیت آمیز «والدین خود شده اند و مسؤولیت مراقبت از خود را به عهده گرفته اند، گواه این امر بوده است .

چگونه پی ببریم که کودک درون ما زنده و حاضر است ؟ - تصویر اول

اما چگونه کودک درون خود را شفا بخشیم ؟

خست با یافتن و شناختن و سپس با تجربه آن. وقتی با کودک درون خویش روبرو می شویم ، اغلب اوقات در می یابیم که نیازهایش نیاز به محبت و امنیت و اعتماد و احترام و هدایت برآورده نشده اند. یعنی شاید غياب این اوضاع و شرایط اساسی، در کودکی که درون ماست ، حالت مزمن اضطراب و ترس و شرم و خشم و نومیدی ایجاد کرده باشد. بازگشت مکرر مشکلات عاطفی و جسمی در فرد بالغ، نشانة آن است که کودکی که درون ما است می خواهد سخن بگوید .

وقتی نیازهای انسان برآورده نشوند، فرد در معرض این خطر قرار میگیرد نسبت به خودش یا دیگران رفتاری آکنده از سوءاستفاده در پیش گیرد و عملا همه جنبه های زندگیش مشکلاتی ایجاد کند. واقعیت شناخته شده دیگر است که خشونت در خانواده نیز سلسله ی از واکنشها را به وجود می آورد کودکانی که در چنین خانواده هایی زندگی می کنند معمولا وقتی بزرگ می شوندی را فرزندان خود به همین شیوه خشونت آمیز رفتار می کنند. آنگاه این تسلسل به همین ترتیب ادامه پیدا می کند. مشاهدات نشان می دهند که اغلب اوقات فرزندان معتادان نیز معتاد می شوند. اگرچه شاید نوع اعتیاد تفاوت پیدا کند. مثلا شاید مادر معتاد به الکل صاحب پسری معتاد به مواد مخدر شود. هرچند الگو همان الگو است. خشونت و اعتیاد همچون گردابی حائل، شخص را پایین می کشد و به حلق خود فرو می برد. و از نسلی به نسل بعد انتقال می یابد، و اکنون در جامعه ما حالت سری پیدا کرده است.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false